باید هم
فولادی باشد
آن پنجره
که داغها به خود میبیند
و سوزها میشنود.
باید که تاب بیاورد...
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛
**********************************************************
سلامتیه اون پسری که...
10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
20سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!
باباش گفت چرا گریه میکنی..؟
گفت: آخه اونوقتا دستت نمی لرزید...! :(
جسورانه دل رهبر شکستند
خیال کردند که در کوفه نشستند !
علی 70 میلیون یار دارد
هزاران مالک و عمار دارد
چه سلمان ها به دورش در طوافند
چه شمشیرها به اذنش در غلافند
فقط کافیست تا با یک اشاره
جهان کفر گردد پاره پاره
سالروز حماسه 9 دی گرامی باد
گویند نیست از شب یلدا درازتر
پیداست شام غریبان ندیده اند
( ما چله نشین شب یلدای حسینیم)
*****************************
یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا
باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم
ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد
یک شب نشد از هجر ظهورش بنشینیم
اللهم عجل لولیک الفرج
محرم که میآید؛
دلت را با خودش میبرد.
میبرد و آن را منزه میکند، از زنگارهای روزگار.
میشوید، عطرآگین میکند، صیقل میدهد، پاک میکند.
محرم که میآید؛
دلها خدایی میشود،
چشمها هم...
و آن را دلیلی نیست، به جز معجزهی خون خدا.
خونی که شرارههای آن، تا قیام قیامت در دل ظلمستیزان میجوشد.
خون شهید، جاذبهی خاک را خواهد شکست؛
و ظلمت را خواهد درید؛
و معبری از نور خواهد گشود؛
و روحش را از آن، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن،
هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد.
شهید سید مرتضی آوینی
بخشی از وصیت نامه نسرین :
خدایا ما را یاری کن تا با اسلام راستین آشنایی پیدا کرده و در عمل به تعالیم آن بکوشیم
ایزدا ما را در کسب علم و ترویج فرهنگ قرآن و اسلام در مدارسمان یاری و موفق بدار
الها به ما قدرتی عنایت کن که پرچم لا اله الا الله را بر سراسر جهان به اهتزاز در آوریم
کریما ایران و اسلام را از شر کفار و منافقین و حیله های زورمداران شرق و غرب و نوکرانشان بدور داشته
خداوندا ما را در صدور انقلاب خونبارمان به جهان توان ده و آن را تا انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف استوار بدار
الهی آمین یا رب العالمین
شهید نسرین افضل
نماد عفاف و جهاد زن ایرانی
شهید نسرین افضل نماد عفاف و جهاد زن ایرانی در 26 بهمن ماه 1338 در خانواده ای مذهبی در شیراز پا به عرصه وجود نهاد. در دوران تحصیل بر بسیاری از نابسامانی ها در دوران طاغوت اعتراض می نمود تا جایی که مورد تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفت. پس از اتمام دبیرستان با حضور موثر در کمیته امداد، سپاه و جهاد سازندگی با خدمت به محرومین روستایی بیشترین قرب به پروردگار را برای خود کسب می نمود. در آغاز سال 1360 با مشورت برادر بزرگوارش شهید احمد افضل با فراخوان جهاد سازندگی شیراز به همراه جمعی از خواهران متعهد به کردستان اعزام شد و در شهر مهاباد تمام وقت خویش را به مجاهدت پرداخت. مدتی مسئولیت تبلیغات و انتشارات سپاه مهاباد را به عهده گرفت بعد به خاطر نیاز شدید آموزش و پرورش به عنوان مربی تربیتی مشغول شد و همزمان معلمین نهضت سواد آموزی تحت تعلیم او قرار گرفتند. در 4 دیماه 1361 با وجود بیماری از همسرش خواست که او را به مجلس دعای توسل برساند. متاسفانه در مسیر به کمین عوامل پلید آمریکا می افتند و در آن جمع تنها نسرین مورد اصابت تیر قرار گرفته و پس از یک سال حضور در مهاباد به آرزوی دیرین خود که شهادت در راه معشوق است می رسد.
یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست
مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای
بیا آقا
بیا آقا، دلم تنگ است.
بدون تو هر آوایی که می آید بد آهنگ است.
بیا آقا که در چشمم، بدون پرتو رویت، زمین بی روح و طرح آسمان خاکستری رنگ است.
بدون تو زمین ، آقا پر از تزویر و نیرنگ است. پر از ظلم و پر از جور و سراسر تخت و اورنگ است.
اگر چه این جهان حق است و دل بستن به او باطل، همه دلدادگان مست دنیاییم و دل کندن ز او ننگ است.
نمی بینی کسی را کز برای دوست دلتنگ است، همه نامهربان و قلبهاشان پاره ی سنگ است.
نباشد وحدتی تا از برای عدل برخیزند. فواصل در میان قلبهای سنگی ایشان به فرسنگ است.
نبین این سرخوشیها را نمودار اندر این عالم. که این مستی و شیدایی، اثر از باده و چنگ است.
دل افگاریم و افسرده از این نامهربانیها. چه سازیم اندر این غوغا که پای عقلمان لنگ است.
گوهر رخشان ایمان زینب (س) است اختر تابان عرفان زینب س است
قطرهای کوثر ز آب رحمتش بردباری شرمگین از همتّش
کیست زینب محرم بزم حضور روی او تفسیری از الله نو ر
چون به دنیا آمد آن فرخنده زن شد به گیتی نور حق پرتو فکن
خانه زاد وحی حق تارخ گشود آبروی آفرینش را فزود
زینب آن پرورده دامان عشق نام او سر لوحه دیوان عشق
جان او از عشق حق افروخته وز شرار عشق، جانش سوخته
عقل گشته مات از ایثار او عشق سرگردان شده در کار او
مرد و زن خدمتگزار درگهش توتیای چشم جان، خاک رهش
زینب آن دردانه آل رسول دختر والای زهرای بتول
بود از آغاز همگام حسین نقش بر لوح دلش نام حسین
بسته پیمان با خدا روز الست تا به راهش بگذرد از هر چه هست
صبر را بخشیده معنایی شگرف وصف صبر او برون از حدّ حرف
از قیام روز عاشورا حسین کرد دین را زنده در دنیا حسین
شد قیام او به عالم بی قرین بود چون زینب در آن نقش آفرین
گر نبودی نقش او در این قیام بود این نهضت قیامی ناتمام
کیست زینب آن که در کرب بلا شد خجل از صبر او کرب وبلا
رنج پیش او سپر انداخته درد و محنت رنگ پیشش باخته
روز عاشورا به او چشم امید دوختند از پیرو برنا هر شهید
جسم فرزندان او بر روی خاک اوفتاده قطعه قطعه، چاک چاک
او حسینی بود و پروایی نداشت جز خدا در خاطرش جایی نداشت
از برادر لحظهای غافل نبود هیچ مشکل پیش او مشکل نبود
شعلهها از عشق عالم سوز داشت آتشی در جان، جهان افروز داشت
در حریم قدس، محرم زینب است معنی عشق مجسّم زینب است
آفرین بر صبر طاقت سوز او و آن تجلّیهای جان افروز او
داشت بار این رسالت چون به دوش بیشتر از پیشتر شد سخت کوش
با اسیران صبحدم تا شام رفت گاه در کوفه گهی در شام رفت
داشت در راه سفر آن پاک جان از سر پاک شهیدان سایبان
چون به شهر شام زینب گام زد آتشی از خطبهاش در شام زد
غنچه لب چون که زینب باز کرد در فصاحت چون علی(ع) اعجاز کرد
از بیان گرم آن شیرین سخن شد چو شب در شام، روز اهرمن
جاودان ساز مُحرّم با پیام زینب است آری الی یوم القیام
یا رب از عشقش دل ما زنده کن همچو خورشید فلک تابنده کن